ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت هشتاد و سوم :
پندار خیلی سریع گفت:
-نه. چرا مهمون شما؟ شما اومدی خونهی ما، از اینجا میریم شام بیرون؛ پس مهمون من هستیم همه.
پندار و کوهیار یکریز داشتن سر حساب کردن غذایی که هنوز حتی نرفته بودیم به خاطرش بیرون بحث میکردن. پونه به من نگاه کرد و من به پونه.
پونه اومد سمتم و آروم گفت:
-نظرت چیه شامو خونه درست کنیم، همینجا بشینیم یه فیلم ببینیم؟
لبخندی زدم بهش و گفتم:
-آره. دیگه

لطفا صبر کنید...

الناز
0کاش کوهیار با پونه مچ شه😍😍