پارت سی و پنجم :

احتمالات در ذهنم می‌چرخید. نمی‌دانستم رفتاری را پیش‌بینی کنم. امروز روز تولد مهسا بود واگر رابطه‌ای بود باید امروز همدیگر را می‌دیدند. دوباره همان اتفاق تکرار شد. هر دو از دانشگاه بیرون آمدند و هرکدام به مسیری رفتند. نمی‌دانستم باید به دنبال مهسا بروم یا منتظر یونس بمانم. بالاخره تصمیمم را گرفتم. متهم ردیف اول به قطع یونس بود و من برای حساب خواهی آن‌جا بودم. ماندم...ماندم وسایه به سا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!