پارت چهل و پنجم :

***
بلور:
لبه‌های پالتوم رو بهم نزدیک کردم و با شونه‌های افتاده راه افتادم.
به خاطر ضعف بدنم آروم آروم قدم برمی‌داشتم و حال مساعدی نداشتم.
حالم، حال عجیبی بود، به یه بی‌حسی خاصی رسیده بودم که خودم رو می‌ترسوند.
من حامله بودم، نطفه‌ای در بطن من داشت شکل می‌گرفت که هیچ تعلق خاطری نسبت بهش نداشتم.
مغزم هنگ بود، شب و روزم شده بود اشک و ناله، حسرت، درد و خودخوری.
ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!