پارت چهل و ششم :

بهت زده دستم رو روی دهنم گذاشتم، ادامه داد:
- اون موقع من انقدر جری بودم که متوجه نشدم منظورش چیه... فکر کردم جریان تجاوز رو میگه!
عقب عقب رفتم و به دیوار چسبیدم، زبونم به سقف دهنم چسبیده بود و چشم‌های روی نقطه‌ فرضی روی زمین مات مونده بود.
-بلور این پول خیلی بهت کمک می‌کنه... لج نکن دختر خوب.
یک آن از شوک در اومدم و زیر گریه زدم، همون‌طور که زیر لب فاضل رو نفرین می‌کردم، آروم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    1

    بیچاره بلور همه جا کم شانسی می آره ،ممنون نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • سمیرا

    1

    عالی

    ۲ سال پیش
کپی شد!