پارت سی و پنجم :

اسکاج نرم و کف دار را به سطح آخرین بشقاب کشید و بعد آن را آبکشی کرد و توی آبچکان گذاشت. کف دستانش را پر آب کرد و ظرفشویی را شست. دستکش‌های زرد را از دستانش کند و کناری انداخت. هیچکس جز او توی خانه نبود و همین بی‌حوصله‌اش کرده بود. آهی کشید و خانه را از نظر گذراند. همه جا تمیز بود و هیچ کاری برای انجام نداشت.
به سمت مبلی رفت و موبایلش را در دست گرفت تا کمی خودش را سرگرم کند و نبود سهند را ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • دینا

    1

    من که میدونم تو رمان مهمیز کارما میاد پِی سورن ولی نمیتونم ثابت کنم

    ۸ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    0

    بیچاره سهند وقتی بفهمه چه حالی میشه 💔

    ۸ ماه پیش
  • Roghayyeh(فن سورن)

    0

    کاش از ژست سیگار کشیدن سورن یه عکس داشتیم🤩

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😅تصور کن

    ۲ سال پیش
  • فن سورن

    0

    چاره دیگه ای ندارم

    ۲ سال پیش
  • مبینا

    0

    توی این داستان نمیدونم چرا فقط از میعاد بدم میاد🥲😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چون واقعا دوست داشتنی نیست🙁

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    بیچاره این دوتا، میکائیل و ستایش هر کدومشون یه جور درگیرن امیدوارم ستایش عاشقش بشه واقعاً میکائیل رو دوست دارم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره خیلی گناه دارن🥲

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    2

    و سهندی که اصلا خبر نداره عشقشو شوهر دادن💔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥲💔

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    1

    هنوز مهمیز رو شروع نکردم ولی آیا سورن همینجور که ستایش رو اذیت کرد خودش هم عاشق بشه سختی میکشه؟؟؟؟؟؟ندومبه🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آیا آزاده خون به جگر مردهای عاشق رمان هاش نمی‌کنه؟😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    1

    طفلی سهند و ستایششش💔🥲💔🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی 🥲

    ۲ سال پیش
  • moon

    1

    این وسط میکائیل هم بسی زیاد گناه داره 🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره طفلی💔

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    واقعا دلم شکسته و همینطور غمگین شدم برای ستایش و سهند اخ این چه پدر کشتگی که با این رابط دارند سهند و ستایش بهم نرسیدن اصلا از میعاد حرفی نزنم که دلم میخواد سرش بر زیر گیوتین 😤😤☠

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا به نظرم میعاد از سورن منفور تره

    ۲ سال پیش
  • افسانه.م

    1

    چه غم انگیز

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اوهوم🙁💔

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💛🧡🤎❤️💚🩶🤍🩵💙💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    1

    واسه ستایش و میکائیل ناراحت شدم.. گناه دارن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خب تهش هم می‌گفتی از میعاد متنفری😂

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    قصدم بود یه کامنت دیگه بزارم مخصوص میعاد ولی ترسیدم دوباره مسدود شم😂😂

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    ازمیعاداحمق متنفرم که میخواست به سهند خبر بده! آدمم انقدر بد ذات؟؟ انشالله سورن مث هم محله ایشون بلایی سر میعاد بیاره که عبرت بگیره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تماااااام کامنت هات میعاده😂😂😂من از طرف میعاد عذرخواهی می‌کنم😂

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    بس ک این بشر رو مخه😂🫠

    ۲ سال پیش
  • Fafa

    1

    سلام آزاده جون خوش قلمم... میشه یه لطفی کنی نیلی رو شوهر بدی شاید یکم دلم خنک شه... و منوچهر رو بکشی...انقد که ناراحت شدم امشب

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام جانم ممنونم ازت💚 اینطور که پیداست این ور سورن به شدت منفوره🤭 باید یه نظرسنجی بریم واسه این کاراکتر ببینم اوضاع از چه قراره😅

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️