پارت سی و چهارم :

فکر می‌کرد تک فرزند است و حالا فهمیده بود که برادر بزرگتری هم دارد؛ اما این‌طور که پیدا بود خیلی نمی‌توانست با او صمیمیتی به خرج بدهد! شنیده بود که توی ایران مردم خیلی تماس‌های فیزیکی برقرار نمی‌کنند؛ اما فهمیده بود که سهند دلیل دیگری دارد! احساس مفرط غریبگی با او!
- بلایی سرت نیاوردن؟ حالت خوبه؟
سهند با دقت و نگرانی وارسی‌اش کرد! ویولت به نشانه‌ی نفی سرش را به اطراف تکان داد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کیمیا

    0

    آره میعاد بیشتر کاراش از بچگی و حماقته

    ۵ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    آی قربون دهنت سهند چه خوب گفتی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پخت و پز کرد🤭

    ۲ سال پیش
  • Setaren

    0

    چه عجب یکم احساسات برادرانه آقا سهند جوشید😍یه حرکتی برا خواهرش زد عالیه نویسنده جان میعاد داره پر رو میشه ها

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هر صفت بدی بگی میعاد هست😁

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    0

    ممنونم که هر پارت از تمام رمانات این همه طولانیه با حوصله عکس انتخاب میکنی و تا این اندازه شبیه شخصیت هات هستن و برای چشمامون ارزش قائلی و این همه زیبا مینویسی💗

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزززیزم همه تون قابل احترام هستید🥰ممنونم از لطفی که به من داری💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    مرگ بر ***🙃

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چرا به اون چه ربطی داره؟😅

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    همینجوری الکی😂آخه هرچی میشه میگن مرگ بر ***

    ۲ سال پیش
  • سوگند

    0

    وای سورن این چه کاری بودکرد زندگی همه رو به هم ریخت

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عروسی عزا شد😔💔

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    میعاد و دیگر هیچ 🙄😐🙄😐🙄 پسره نچسب تیکه هم میپرونه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میعاد واقعا آدمو حرص میده

    ۲ سال پیش
  • انا

    0

    متنفرم از خلافکارا به خاطر پول و ثروت جان آدما رو میگیرن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    متاسفانه همینطوره🥲💔

    ۲ سال پیش
  • ماندانا

    2

    واقعا چرا میعاد و مامانش منفورن؟ دوستشون ندارم ولی مظلوم ان که... طاهره که مشخصه سادس میعادم بی فکر و عجوله یکم ! من این وسط عجیبم؟ کسی مثل من فکر نمیکنه ؟ اگه هست یه رخی نشون بده از تنهایی در بیام 😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همه‌ی آدم‌ها حتی اونایی که در لایه‌های بیرونی‌شون منفور به نظر می‌رسن در درونی‌ترین نقطه‌ی خودشون یه کاراکتر شکننده و مظلوم دارن که باعث شده اونطور رفتار کنن🙁💔💔💔

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💛🧡🤎❤️💚🩶🤍🩵💙💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    میعادومادرش خیلی احمق وپول دوستن ،چشمشون به پول میفته دیگه مهم نیست ازچه راهی بدست میاد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره متاسفانه براشون مهم نیست🥲💔

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    لطفا یه دو پارت از میعاد نزار که اعصابمون از دستش راحت باشه اصلا پای اون وسط باشه ، اون شیرینی پارت رو از بین می بره 😒😮 💨😤

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همچنان میعاد😂

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    پارت طولانی بود، مرسی آزاده جون 😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت🥰💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    کاش خبرمرگ میعاد بیاد ازدستش راحت شیم پسرم انقدر خنگگگگگ

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تو زیادی میعاد رو مخته😅

    ۲ سال پیش
کپی شد!