پارت صد و یک :


- امشب ازینجا میری؟
چشم از آندریا گرفتم و به ایدن نگاه کردم که توی چند قدمیم وایساده بود.
- آره.
خواستم بعد از چند ساعت نشستن بلاخره بلند شم که درد شدیدی ناگهان توی سرم پیچید و بالا نیومده دوباره سقوط کردم؛ همراه با صدای گوش خراشی که از درد توی مغزم پیچید صدای قدم های تندش رو شنیدم و بعد هم لمس بغلش که کمرم رو گرفت و بالا کشیدم.
دستم و روی قفسهٔ سینه اش گذاشتم و با تکیه زد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • عالی بود

    1

    بسیار عالی

    ۱ سال پیش
کپی شد!