خیانتکار عاشق 3 به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت صد و یک :
- امشب ازینجا میری؟
چشم از آندریا گرفتم و به ایدن نگاه کردم که توی چند قدمیم وایساده بود.
- آره.
خواستم بعد از چند ساعت نشستن بلاخره بلند شم که درد شدیدی ناگهان توی سرم پیچید و بالا نیومده دوباره سقوط کردم؛ همراه با صدای گوش خراشی که از درد توی مغزم پیچید صدای قدم های تندش رو شنیدم و بعد هم لمس بغلش که کمرم رو گرفت و بالا کشیدم.
دستم و روی قفسهٔ سینه اش گذاشتم و با تکیه زد
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
عالی بود
1بسیار عالی