خیانتکار عاشق 3 به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت صد و دوم :
«یک ماه بعد »
- رویا...
با شنیدن صداش از پشت سرم بی اختیار لبخند زدم و با شتاب از روی صندلی بلند شدم، همین که به سمتش برگشتم و چشمش بهم افتاد به وضوح احساس کردم از حالت قبلیش فاصله گرفت و لرزش نامحسوسی توی تموم بدنش پیچید.
نمی دونم چی تو ذهنش گذشت و چی تو چهره ام دید که قدمی به عقب برداشت و برای اولین بار توی تموم عمرم و سال ها دیدن و شناختنش توی حالات و موقعیت های مختلف، قسمتی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
الی
1ممنون از رمانت به نظرم خیلی عادلانه بود و درسته بعضی جاها غمگین بود اما غم هم جزعی از زندگی ماست و اینکه هیچ پایان تلخ و خوشی هیچوقت وجود نداره توی زندگی واقعی هر پایانی شروعی نیز داره و رمان تو بی شباهت به یک زندگی واقعی نبود در کل ممنون❤️
۳ ماه پیشSogol
0چطور تونستی اینجوری تمومش کنی؟😪خیلی قشنگ بود خیلیییی
۳ ماه پیشRain
2نه..این خیلی غم انگیز بود
۵ ماه پیشملینا
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
آوینا
3وای کاش تموم نمیشد خیلی قشنگ بود 🥺🥺🥺💔
۸ ماه پیشنسا
2ممنون از قلمه خوبت این رمان عالی بود ولی اخراش خیلی غم انگیز شد کاش حداقل یکمم از اندریا تو جوونیو ایندشم مینوشتی یاحدقل رویا عمل میکردو خوب میشدو دوتایی بچشونو بزرگ میکردن
۱۱ ماه پیشگندم
0و از ته دل خدا قوت به هوش نوشتاریت و افکارت که تونستی خواننده رمان رو به خوبی تحت تاثیر قرار بدید که همراه شخصیت های داستان و احساساتشان باشه امیدوارم در آینده نه چندان دور شاهد نوشتن یه فیلم نامه خیلی زیبا از جانبت باشیم شاید هم با ویرایشات تبدیل به فیلم نامه بشه.
۸ ماه پیشبهار
1عزیزم عالی بود ممنون ازت👌🏻درسته پیچیده بود ولی تجربه و آگاهی ما رو بیشتر میکنه خیلی دلم برای سرنوشت رویا و رایان سوخت حقشون نبود🥹
۸ ماه پیشمهدیه
3راستش من با داستان رویا زندگی کردم با خوشحالیش خندیدم و با غم دوری از رایان و مصیبت هاش گریه کردم حتی با خیال پردازیهاش درباره اسما خیال پردازی کردم من قدرت زندگی کردن و کنار اومدن از مصیبت هایش رو ازش یاد گرفتم ولی کاش زندگی یه مجال خوشبختی بهش میداد اون حق یه زندگی آروم رو با رایان و بچش رو داشت
۹ ماه پیشZargol
4این قشنگ ترین رمان طولانی بود که خوندم باهاش خندیدم و باهاش بغض کردن و با شخصیت هاش زندگی کردم . قلمت روان.🙂
۱۱ ماه پیشHanamo
2گویا زیاد نمیتونم بنویسم اما خلاصه بخوام بگم از قلمت شگفت زده شدم ! با شخصیت زندگی کردیم تو مدت کوتاهی نوشتاری که بود و اون فضاسازی های خوب و درست واقعا عالی بود اونقدری که بعضی از تیکه ها بغض رو مهمون گلوم میکرد و پایانش به شدت بجا و درست بود جوری که رویا باید میرفت خوب چیده شده بود ممنونم ازت :)
۱۲ ماه پیشماه کوچولو
4با تموم خط های این قسمت گریه کردم
۱ سال پیشمهسا
1غمگین ترین زیبا بود برام فقط همینطور میتونم وصفش کنم حالمو❤️ 🩹
۱ سال پیشمح
1عالی.....................
۱ سال پیشAsra
2واقعاً رمان بسیار زیبای بود تابه حال هیچ رمانی به این اندازه روحم رو لمس نکرده بود وسر هیچ رمان آنقدر گریه نکرده بودم.😭به خصوص با این اهنگ.قلمت مانا باشه نویسنده ی عزیز❤️
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
Ftmzhra
0خیلی قشنگ بود واقعا،بااینکه دوست داشتم پایان اینهمه سختی یه پایان خوش باشه اما بنظرم عادلانه تموم شد.داستان جوری بود که انگار خودم داشتم کنار تک تکشون زندگی میکردم و تموم احساسشون رودرک می کردم.