خیانتکار عاشق 3 به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت نود و هفتم :
- این بار دیگه خیلی دیره، چه طور تونستی این کارو باهام بکنی؟
- ولی تو حتی من و یادت نمیاد...
دست هام رو به شدت پس زد و بدن متزلزم رو از خودش دور کرد، در حالی که روی زمین سقوط کردم، نخواستم سر بلند کنم نگاهش رو با کوهی از ناامیدی و سرزنش و عذاب ببینم در حالی که می دونستم تموم وجودش داره از هجوم احساسات مختلف می لرزه و فریادش هیچ کدوم از دردهاش رو پنهون نمی کنه.
- از گذشته فقط یه س
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
.
1مرا کمی بیشتر دوست داشته باش چرا که حس میکنم پایان غم انگیزی خواهم داشت