پارت نود و چهارم :

حلقه رو برای چندمین بار از انگشتم درآوردم و بعد از چند لحظه دوباره دستم کردم.
کمی از خودم فاصله اش دادم و از دور تر بهش نگاه کردم، زیاد طول نکشید تا دوباره درش آوردم و این بار توی مشتم فشارش دادم.
سردردم هر لحظه شدیدتر می شد و افکارم پیچیده تر، آرامشم به زیر صفر رسیده بود و کلافگی تموم وجودم رو گرفته بود.
- می خوای جواب مثبت بدی؟
نازنین که حتی متوجه حضورش هم نشده بودم، کنارم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا آرام

    2

    دوباره کی میخواد شرایطو بغرنج تر از این کنه؟؟؟!!!!

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    2

    ای داد بی داد

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    3

    یا خدا چقد مصیبت

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    3

    ای وای چرا این بیچاره یه روز خوش نداره

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    4

    ای وای یعنی کی رویا رو دزدید🤔

    ۲ سال پیش
کپی شد!