قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت بیست و پنجم :
مامان همچنان داشت دنبال گوشی می چرخید. به نظرم که بهتر بود. هم پاهایش باز میشد هم روی لاغر شدن تاثیر داشت..فرزین تماسش را با سرعت قطع کرد که در اتاق سوده بودند و داشتند چادر اهدایی معصوم خانم را بازرسی میکردند.
_ شما یه مهمون ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
فخری
00عالیه دستت طلا عزیزم ❤❤