اینکا به قلم شهره احیایی
پارت ششم :
مراحل اداری چند ساعتی طول کشید اردلان با چکی به تاریخ روز دهان پسر شاکی را بست. هاویار طلبکار و بدون حرف دیگری اشاره به نهال کرد که از خیر شکایت بگذرند به قول اردلان تا گند بقیهی ماجرا درنیامده. کافی بود خبر نامزدی الکی به کاشان برسد چه حرفهایی که در نمیآمد.
از کلانتری کهبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...
