اینکا به قلم شهره احیایی
پارت پنجم :
نفسی تازه کرد وادامه داد:
-اصلا بنده شاکی هستم ایشون به...
بزاقش را بلعید و ادامه داد
-به نامزد بنده توهین کردن.
یکی از پسرها نیمخیز شد:
-های عمو...چه توهینی، اگر راست میگی چرا نامزدت دو شبه تو مسافرخونه میخوابه؟
نهال کنج لبش را به دندان گرفته بود هاویاربا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد

لطفا صبر کنید...

سمانه
0تا کنون عالی بود