به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت نود و پنجم :
به سمت اتاقم رفتم. پاهایم هنوز از فریادش میلرزید. لیوان قهوه را روی میز عسلی گذاشتم و وارد بالکن شدم. چقدر دلم برای صاحب تنگ شده. نه برای کتکهایش... دلم برای مهربانیهایش تنگ شده بود. برای آن شبهایی که وقتی هقهق میزدم، ساکت کنارم مینشست. دلم میخواست باشد و با من حرف بزند. شاید درکش سخت باشد؛ اما من واقعا دلم برای آن هیولای زیر تخت تنگ شده بود. حال میفهمیدم که اینان هزاران ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
اوج
0چرا بعضی وقتا صفحه ها قفل شده اند؟ در حالی که آن قسمت ها را خوانده ام ولی چه قسمت های تازه و چه قبلی گاهی قفل می کنند.
۲ سال پیشدنیا
0الهییی بگردم ببین به چه روزی افتاده🥲💔
۲ سال پیشبرفینِ زال
0عالی بود ملیکا مرسی
۲ سال پیشبرفینِ زال
0😥😥😥 برفین بیچاره
۲ سال پیشفیونا
0طفلک بچم🥺💔
۲ سال پیشر
0برفین بیچاره، ولی برسین قویه حالش خوب.چقد پیچیدست این رمان
۲ سال پیشفاطمه
0چه بد عاشق بشی ولی بعد آن فرد از عشق تو متنفر شود تا حدی که نتوانی دیگر خودتو بشناسی بجز عشقت بازم عشق از هر دردی بدتر و از همه مرحم شفابخش تر کسی که عاشق باشد درک میکند💓🙂
۲ سال پیشmona
1همه همراهی کنن ملیکا بانو چق قشنگع شله شله شله شلخ
۲ سال پیشAa
1👏🙏💐
۲ سال پیشرستا
1وای چقدر ذوق کردم که پارت هدیه داشتیم دمت گرم خانوم کاظمی واقعا کارتون حرف نداره
۲ سال پیشصحرا
1عالی واقعا شرایط سختیه کاش ادما مثل تو رمان ها بتونن با تیکه های شکستشون بازم افسار زندگیشونو ب دست بگیرن
۲ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
گاهی ترس از دوست داشتن و نرسیدن، دوست داشته نشدن باعث میشه پا روی احساساتت بذاری و عمل کنی، درحالی که فکر میکنی داری از عقلت پیروی می کنی ولی در واقع تو پیرو ترس از خواسته نشدنی
۲ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
درکش یکم سخته ولی گاهی آدما به خاطر اینکه می ترسن از عواقب کارشون، احساساتشون و کنترل می کنن. امیدوارم نتونی این موقعیت و درک کنی:)
۲ سال پیشنشمین
3خیلی خوبه مرسی بابت پارت هدیه برفین با این همه اتفاق ک براش افتاد حق داره ناامید و دلزده بشه
۲ سال پیشنمیدونم
1ممنونم🥲
۲ سال پیشلی لی
2برفین حق داره که نخواد کسی رو بشناسه 😢☹️ ممنون از پارت هدیه نویسنده جان
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اوج
0چرا بعضی وقتا صفحه ها قفل شده اند؟ در حالی که آن قسمت ها را خوانده ام ولی چه قسمت های تازه و چه قبلی گاهی قفل می کنند.