پارت بیست و ششم :

رحیم آخر نامه‌اش اضافه کرده بود که این موضوع را هیچکس نمی‌داند و اختیار با سهند است! اینکه به عنوان سهند هدایتی پی سرنوشتش برود و همه را با خبر کند یا همچنان سهند سپهراد به زندگی‌اش ادامه بدهد!
روی چمن‌های خیس یک پارک نشسته و زانوانش را با دستانش گرفته بود. به هیاهوی بچه‌ها توی زمین بازی نگاه می‌کرد و حالا می‌فهمید چرا پدرش مدام از او می‌پرسید هرگز دلش می‌خواسته فرزند یک مرد ثرو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • محیا

    1

    حسام واقعا مثل یه برادره براش 💙💙💙

    ۷ ماه پیش
  • مهشید

    0

    میکائیل مرموز🌚

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥰

    ۲ سال پیش
  • Zeytoon

    0

    تااینجاعالی بودنویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوش اومدی به دومینو عزیزم💚

    ۲ سال پیش
  • نظر خودم را دادم

    0

    نظرخود رادادم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وقتی می‌خوای بری پارت بعدی سیستم به طور خودکار این کادر نظردهی رو باز می‌کنه عزیزم. ممنونم از نظرت🥰💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • شیرین

    0

    رومان داره خیلی جالب میشه من مشتاقم برای دنبال کردن داستان

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم تا انتها دوسش داشته باشی🥰💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    این پسر چه اعتماد به سقفی دار 🤣 الان ستایش دار میر میدون تربار سهند نیست باید بر خونه حالا سهند میخواد چیکار کن ؟

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میکائیل رو من به شدددت دوسش دارم😍این شخص هر چند تو کار خلاف دست داره و یه سری اشتباهات هم داشته اما من به دلایلی خیلی خیلی دوسش دارم😍

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    چرا هیچی از میکائیل یادم نمیاد 😐😐

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از کجا یادت مونده باشه؟ از پارت های قبلی یا از نسخه‌ی قدیمی؟

    ۲ سال پیش
  • انا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    راستش از قیافه ی ستایش خوشم نمیاد

    ۲ سال پیش
  • آوینا

    0

    کنجکاو شدم ببینمت !!!😐

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    چرا عزیزم؟

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بکوش زیبایی در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری💚

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    میکائیل چقده اعتماد ب نفس داره!!!

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عشق منه این بشر🤩💚

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    بسیار زیبا بود🌺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    ❤️🤎💜💙🩵💚🧡💛

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!