دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت بیست و پنجم :
با هم مسیر پیاده رو را قدم میزدند و حسام همچنان توی فکر بود. دستانش را توی جیبهای شلوار مشکیاش فرو کرده و با سری پایین افتاده به قدمهایش نگاه میکرد. سهندی که میشناخت زیر دست رحیم همیشه حلال بود؛ حالا اینکه به دنیا آمدنش حلال نبود اصلا برای حسام مهم نبود. تنها چیزی که برایش مهم بود این بود که این خبر را به او بدهد!
- حسام؟ امروز چت شده تو؟
سهند وسط پیادهرو نیمه شلوغ ایستاد
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
asall
0وای واااای سهند میتونست ی زندگی خیلیییی متفاوت داشته باشه ... سرنوشتشو عوض کرد با خودهواهیش ... این کار رحیم هیییچ توجیهی نداره بخوایم بگیم آره عاشق آذر بود فلان ، باید به اون بچه هم فکر میکرد،به آذری که مثلاًاا عاشقش بود، رحیم اگه دوسش داشت میزاشت بره باعث مرگشم شد، بچه رو هم بی پدرش کرد هم بی مادر
۱ سال پیشعلیزاده
0خیلی پارت ها با تاخیرمیاد وبعضیاش بارگذاری نشده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
این رمان رو می تونید از توی سایت هم بخونید چون محدودیت نداره. امیدوارم توی سایت این مشکل نباشه💚 به خاطر سرعت اینترنت هم هست
۲ سال پیشRoghayyeh
0😪🤧دلم برا آذز سوخت بیچاره
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره بنده خدا💔
۲ سال پیشSetareh
0تا میاد این بچه نفسی بکشه یه چیز جدید پیش میاد امیدوارم فهمیدنش حداقل یه نفعی براش داشته باشه و اینکه کاش رحیم اینکارو نمیکرد با این کارش هم این بچه مادر نداره هم پدر هم اینکه کلی سختی تو زندگیش کشیده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا کار رحیم خودخواهی بود🥺 اگه سهند و مادرش با خسرو میرفتن این همه عذاب نمیکشید... ولی خب کسی هم از آینده خبر نداره که رحیم خبر داشته باشه🥲
۲ سال پیشهدی
0سهنده بیچاره😓
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🥲
۲ سال پیشهدی
0سهنده بیچاره😓
۲ سال پیشZahra
0از اول داستان دلم داره برا سهند می سوزه 🥲
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
گناه داره🥺نگران نباش زندگیش روال میشه یه روزی💚
۲ سال پیشمهشید
0بیچاره سهند😟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ههههعععععییییی گناه داره طفلی💔ولی خب شاید داره تاوان اشتباهشو پس میده!!! نقل قول از جناب ولیعهد💚
۲ سال پیششیرین
0من برای سهند ناراحت شدم امیدوارم هویت خودشو پیدا کنه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قطعا پیدا میکنه🤩
۲ سال پیششیرین
0رومان جالبیه دنبال میکنم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم از همراهیت عزیزم🤩
۲ سال پیشmoon
0الهی برات شلیل شمممممم پسر 🥲🫡
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
جدید بود🤣
۲ سال پیشساناز
0💛🧡💚🩵💙💜🤎❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشنیلدا
0چجوری یه کاراکتر میتونه تا این حد مظلوم باشه🥺؟سهند بیچاره😭 ممنون بابت این پارت🌺
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چطوری یه کاراکتر میتونه انقدر مظلوم باشه و اونی هم که بدبختش میکنه هم دوست داشتنی باشه؟ شاید شما سورن رو نشناسی ولی حسابی محبوبه😅
۲ سال پیشپرنیا
0چقد مظلوم 😞😞مرسی از دوستان مرسی از تو و مرسی از ما 😅
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😍💚
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دینا
0کاش سهند زود با این قضیه کنار بیاد و فرصت برای سورن اینا درست نکنه:)