پارت بیست و هفتم :

میدان تره بار شلوغ و پر سر و صدا بود. ستایش شال حریر و نخودی رنگش را روی مانتوی مشکی و بلندش مرتب کرد و یک طرف آن را روی شانه‌اش انداخت. آفتاب مستقیم سر و صورتش را نشانه گرفته بود و احساس گرما می‌کرد. از مردی آدرس مغازه‌ای را گرفت که سهند برای آن‌جا کار می‌کرد و قدم‌هایش را همچنان رو به جلو برداشت. آدم‌ها همگی مشغول خرید بودند و او از میانشان راه را برای خودش باز می‌کرد. از آخرین باری که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Narges.g

    1

    سهند و ستایش گناه دارن، هعی🥲 قبرخالی انشاالله با منوچهر و سنگ اندازی هاش پر میشه😅

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سورن چی؟ فقط منوچهر؟🙈

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    سورن حیفه،گناه داره

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    0

    موافقم 😂

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    عالییی میکائیل کیه ؟؟؟ ی توضیح لطفا

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میکائیل خرسند برای شرکت همایونفرها کار می‌کنه و دستی هم به پشت پرده‌ی جنایت‌های این خانواده مافیایی داره! یعنی در کل برای منوچهرخان کار می‌کنه. اولین حضورش هم توی رمان دومینو پارت ۱۷ هستش

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    توی یه پارتی سورن به ستایش میگه یکی از دوستام از تو خوشش اومده ولی اسمی از میکائیل نمیاره اما پارت ۲۶ خود میکائیل با ستایش صحبت میکنه.

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    بیسته بیست

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی مرسی😍

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🤎❤️💜💚💙🧡🩵💛

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    آخی طفلیا چقد گناه دارن 🥲🥲 منوچهر خان مردمو ب لکنت نندازه تعجب داره 😒😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره واقعا😬

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!