پارت هفتاد و نهم :

رفتم تو حال و نشستم رو مبل. فکرم خیلی درگیر بود؛ درگیر فرار امیرعلی، رفتارای دوگانه‌ی شیوا، حتی رفتارای دوگانه‌ی پندار! انگار داشت چیزی رو پنهون می‌کرد، اما چی؟ چی باعث شده پندار بخواد با شیوا بره بیرون حتی به من نگه؟! نکنه کوتاهی از خودم بود که از پندار سوال و جواب نمی‌خوام؟ باید از این به بعد یه حدی به رابطه‌مون بدیم!
یاد تاریخ افتادم. هفته‌ی بعد چهلم عزیز بود. چقدر روزا زود می‌Ú

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aa

    0

    👏👏👏🙏💐

    ۲ سال پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    سلام عزیزم روزت بخیر شما برنده مسابقه ما شدید❤️عضویت vipرمان «مثل تو مثل هیچکس» پیام بدید بگید برنده شدید عضوتون میکنن

    ۲ سال پیش
  • دانه

    0

    سلام نمی فهمم

    ۲ سال پیش
  • دانه

    0

    مثل همیشه پیش رفتید... .

    ۲ سال پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    سلام عزیزم روزت بخیر شما برنده مسابقه ما شدید❤️عضویت vipرمان «مثل تو مثل هیچکس» پیام بدید بگید برنده شدید عضوتون میکنن

    ۲ سال پیش
  • آیرین

    0

    بهترینه❤

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️