پارت هفتاد و هفتم :

***
سال 1401
ترس را ته وجودش احساس میکند و دلش از اضطراب پیچ میزند. قبل از آمدن هم میدانست او دراکولاست، همان قاتل شب‌های تهران، اصلا برای همین آمده است؛ اما شنیدنش از زبان خود مرد حال دیگری دارد. با اینحال سعی میکند چیزی به روی خود نیاورد و مسلط زمزمه میکند:
- بله میدونم تو دراکولایی... ولی دراکولا کیه؟
پر غرور‌تر از قبل به پشتی صندلی تکیه میدهد و مرموز لبخندی میزند.
- چیه!<

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مرضیه

    0

    من عاشق فیلم ها رمان های ترسناک جنی واینام ولی هیچ وقت نه باخوندن رمان نه بادیدن فیلم هاشون نمی ترسم چون ماآدم هاازهمه چیزتودنیاترسناک تریم

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    افرین دخترم💅🏻🩷

    ۵ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنون از رمان خوبت ملیکا جون دستمریزاد داره قلمت عزیزم خدا قوت قلمت زیبات ماندگار 💚🍀💚🍀💚🍀

    ۵ ماه پیش
  • حوریه

    2

    هیولا ها ساخته نمیشن اون ها فقط انسان هایی هستند هیولای درونشون تازه از خواب بیدار شده

    ۱۰ ماه پیش
  • ازیتا

    0

    ولی این قسمت وافعا نفسمو برید هنوز گیج هستم

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزممم شرمنده اگه حالت بد شدد❤️

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    واقعا عالیه عزیزم 😍

    ۱ سال پیش
  • گل

    3

    حال کردید همون اول گفتم دراکولا حمیده؟؟؟؟ آرش واقعی هم کشته خودش رو زده جای اون باید اسمم رو بزارم مارپل 😎

    ۲ سال پیش
  • همتا

    0

    جون مارپل کی بودی تو😂

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    بلههه بلههه🥹❤️🥹❤️ نمیدونم اینو😁

    ۲ سال پیش
  • زیبا

    0

    بچه ها من یادم نیس حمید کی بود؟

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ایح ایح👀

    ۲ سال پیش
  • گلگلی

    0

    پارت های اول رو بخون

    ۲ سال پیش
  • شیرین هستم

    0

    رومان جالبیه آدمو بدنبال خوش مبره

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    خداروشکر که لایق نگاهته عزیزکم❤️

    ۲ سال پیش
  • آذر

    0

    من نفهمیدم مگه چند پارت گذشته دراکولا تو اتاق بازجویی نبود؟ بعدش که رفت سر موضوع دیگه ای مثل همین باران و... عبدالامیر باز هم تو اتاق بازجویی ایه؟

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    نه عشقم رمان تو دوتا زمانه سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ درامولا تو سال ۱۴۰۱ تو اتاق بازوجوییه یعنی یه سال بعد این داستانا و تپش و کیارزم و باران و اینا ❤️

    ۲ سال پیش
  • آذر

    0

    آخه این دراکولا چی داشته که من کراشم میدونستمش؟ از خودم نفرت پیدا کردم والا بخدا دراکولای جانور لاشخور

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    😂😂😂 ولی بیا قبول کنیم باهوشه😁

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    1

    وای چه قدر این آرش کثیفه

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    آزه اصلا حموم نمیره😂❤️

    ۲ سال پیش
  • سوگند

    0

    تشکر ازت ملیکا جان .رمانت خیلی عالی و پیچیده اس و این ادمو خیلی به فکر فرو می بره .ممنون

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    تشکر از شما و وقتی که میذاری عروسک🥹❤️

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    مرسی نویسنده مهربون ۱.از آرش متنفرم حیوان کثیف ۲.دراکولااسم آدم بودیامواد ۳.چطورآرش اینقدرتپشادوست داره ۴.چرابرادومین بارازدستش میده ۵.برادرمرحومه باران الان کجاست ۶.فصل۳لطفاپرهیجان وکم ابهام

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مرسی از توجه‌ت خواننده‌ی جذاب😻 حق داری واقعا😒 دراکولا اسم قاتل بود. طپش اسم مواد بود دوست داره دیگه👀😁 ممنون عروووسک چشمم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️