شراب و خون به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت چهل و سوم :
چشمک لوندی زد، خم شد کنترل روی میز رو برداشت و آهنگ عربی انتخاب کرد.
با شروع آهنگ، تابی به کمرش داد و همراه با ریتم آهنگ شروع به رقصیدن کرد.
به خاطر الکلی که مصرف کرده بودم بدنم سست و کرخت شده بود، کامل روی کاناپه لش شدم و با سرگرمی به رقاص حرفهای روبهروم خیره شدم.
آرنجم رو به دسته کاناپه تکیه دادم، جام توی دستم رو بالا آوردم و گونه داغ و ملتهبم رو به بدنه خنکش چسبوندم و با چشÙ
لطفا صبر کنید...

مریم گلی
1چه جالب آقایون وقتی کارهای خلاف شرع رو انجام میدن تازه عقلشون سر جاش میآد که این چه کاری بود کردم توجیه خوبی بود آقا آمون