دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت بیست و یک :
چشمانش را بست و سرش را به دیوار تکیه داد. در خانه بسته بود؛ اما میتوانست صدای طاهره را بشنود که میعاد را به باد سرزنش گرفته بود. سهند نفس عمیقی گرفت و بازدم آن را از راه دهان خارج کرد. گاهی وقتها خسته میشد... گاهی وقتها ناامید! کی میشد که میعاد به راه بیاید؟ برادر بزرگش بود و واقعا نمیتوانست بیخیالش باشد... که ای کاش میتوانست!
صدای باز شدن در را شنید و بعد طاهره را میتوانست از
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همینطوره😑واقعا سهند چی میکشه بیچاره
۲ سال پیشمهشید
0هر کسی تاوان کاراشو پس میده🤔🤔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قطعا🙃
۲ سال پیشmoon
0چه ویولت نازه چه شخصیت ها توپیییی بهههههه بهههههه ازاده خانم چه کردی ،همه رو دیوونه کردی 😂😂💔👀
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
امیدوارم به تصورات نزدیک باشن😍
۲ سال پیشفاطمه
0لایک 🌹🌹🌹
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی🤩💚
۲ سال پیشساناز
0💜💙🤎🩵💚🧡❤️💛💜💙🤎🩵💚🧡❤️💛💜💙🤎🩵💚🧡❤️💛💛
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشزهرا
0سلام تا اینجا عالی بوده خسته نباشی نویسنده جان میشه بگین چجوری باید تو کتاب خونه ثبت کنم رمانو
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنونم از نگاهت💚💚💚تو صفحه اصلی رمان اونجایی که خلاصهی رمان نوشته شده یه گزینهی سبز رنگ هست که نوشته «افزودن به کتابخانه» باید بزنید روی اون
۲ سال پیشمهلا
0💜💜💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشپرنیا
0بنده خدا سورن از ریسمان سیاه و سفید میترسه میعاد چ عجب تکونی بخودت دادی ولی اونم وسطش....
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
میعاد ترسوئه خیلی قابل اعتماد نیست
۲ سال پیشم.ر
0لایک 😍😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی🤩💚
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Roghayyeh
0مادر وپسر این بچه رو سکته میدن