پارت صد و پنجاه و سوم :

شونه‌ای بالا انداختم و مردمک چشم‌هام رو کلافه توی کاسه چرخوندم.
- بیا بوش کن.
مامان صورتش علامت سوال شد.
- چی‌کار کنم؟
ادای بو کردن در آورد.
- بوش کن دخترم، بو!
مامان ناچار جلو اومد و یه نفس عمیقی کشید.
- خب؟
- بو سیگار نمی‌ده؟
مامان عقب رفت و یه لبخند زد.
- نه، نیهان اهل این چیزا نیست، خوشش نمیاد.
ای قربون مامان خودم برم.
ننه جون اخم‌هاش رو توی هم کشید و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!