پارت صد و سیزده :

پتوی روی قفسه سینش رو بالاتر کشیدم.
نگاهم بی‌اختیار مدام به قفسه سینش قفل می‌شد.
غیرممکنه که بتونم کنترلش کنم.
حتی یادم نمیاد از کی همچین ترومایی توی وجودم شروع به رشد کرد.
اینکه هربار وقتی پیش میاد کنار کسی بخوابم ترسم از اینکه مرده باشه اجازه نده پلک رو هم بزارم.
یادآور بچگیمه.
اهمیتی نمی‌دادم اگر زمان خدمتم بقیه کنارم خواب بودن. هیچکس برام مهم نیست.
واقعا ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یوسفب

    2

    چرادیرب دیر پارت میزارین. من دارم شوق خوندنشو ازدست میدم دیگ🙂

    ۲ سال پیش
  • هانی

    2

    مرسی بابت پارت❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!