پارت صد و دوازده :

می‌تونم از آئینه خودم رو ببینم؛ گرچه سطحش و بخار آب محو کرده.
به چشمام خیره شدم. منطقی نیست ولی هربار که چشمامو از آئینه می‌بینم به این فکر می‌کنم که چطور یه جفت حدقه و مردمک می‌تونن به این اندازه آدم و مظلوم نشون بدن؟
خسته معمول‌ترین اسمیه که می‌شه رو حالت چشمام گذاشت.
بینی نوک‌تیزم گاهی اوقات موفق می‌شد یه چهره سرسخت ازم بسازه. توی دوربینا!
لب‌های باریکی داشتم. و در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمینا

    1

    مرسی😇🥰 این یارو کیه ؟؟

    ۲ سال پیش
  • صبا

    0

    عالی♡♡

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!