پارت صد و چهارده :

دو تقه به در کوبیدم.
مدتی گذشت و خبری نشد.
یعنی خواب مونده؟ سابقه نداشته!
ساعت و دید زدم:
- لعنت مایک... از تاخیر متنفرم!
دستگیره درو گرفتم و کشیدمش پائین.
با گذاشتن اولین قدم تو چارچوب در لحظه‌ای خشکم زد.
این مرد... کیه!؟ چرا مایک سرش و گذاشته رو بازوش؟
یعنی ممکنه دوست پسرش باشه؟!
ولی مایک که تو رابطه نیست.
خدایا چی دارم می‌گم؟ لحظه‌ای به پسره توجه کردم. یه تت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    2

    رمانت عالیهههه

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!