پارت چهل و پنجم :

چشمان مهرداد تیره شد، نوعی غم و درد تا چشمانش زبانه کشید. پرنیان دراز کشید و ملافه را تا سرش بالا کشید. صدای باز و بسته شدن درِ سطل آشغال آمد و بعد درِ اتاق باز و بسته شد.
مهرداد رفته بود و پرنیان احساس کرد باید تمام تلاشش را بکند تا از این باتلاق بیرون بیاید‌
از زیر ملافه به بیرون خیره شد. زندگی برایش همین بود، پرده‌ای که سایه‌ها روی آن می‌افتند. از تماشای دنیای آرام و زیبایش لذت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    4

    یعنی این بچه عقلش بیشترازمهرداده...

    ۱۲ ماه پیش
  • سمانه

    1

    مثل همیشه عالی امیدوارم پرنیان دیگه به مهرداد برنگرده و یه زندگی موفق داشته باشه و مهردادشکست بخوره و دلش از موفقیت پرنیان بسوزه و راه برگشتی نداشته باشه

    ۲ سال پیش
  • Setayesh

    1

    خیلی عالی.مچکر😇

    ۲ سال پیش
  • سوگند

    0

    مثل همیشه عالی مگه نازی یه کم مهرداد روبه خودش بیاره

    ۲ سال پیش
  • ونوس

    0

    خیلی قشنگ توصیف می کنی و عالی ...منتظر پارت های بعدی هم هستم...پارت هدیه هم بزاری ها..ممنونم ازت

    ۲ سال پیش
  • ماهرخ

    0

    رمانت بی نقصه عزیزم

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    خییلی عالی

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    خدا کنه نازی باعث بشه پرنیان مستقل بشه

    ۲ سال پیش
  • سونا

    0

    جاهای حساس میرسه باید انتظار بکشی

    ۲ سال پیش
  • شوکا

    6

    امیدوارم این عقلانیت و سنگین بودن نازی به پرنیان منتقل بشه نویسنده عزیز لطفا یه تیر غیب بزن به مهرداد روح و روان مون شاد بشه پارت هدیه هم اگه گذاشتی که دیگه یه دونه ای دردونه ای

    ۲ سال پیش
  • zzz

    1

    بمیرم برای دل این دختر حقش نیست تو این سن این چیزارو تجربه کنه🥲

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️