پارت چهل و دوم :

شخصیت رو به روی نازی، چند بار دیالوگ را تکرار کرد. نازی به سمت او برگشت، دهانش را باز کرد تا چیزی بگوید، اما صدایی از گلویش خارج نشد. ناخودآگاه چند گام به عقب برداشت و آن‌چه که نباید، اتفاق افتاد. از سمت چپِ صحنه پایین افتاد و سرش محکم به زمین خورد. پرنیان ناخودآگاه از جا بلند شد و از خود بی‌خود شد. بلند شد و به سمت دخترش دوید. نازی در همان لباس آبی شاه‌دخت شبیه نوری بود که سوسو می‌زد. چشما

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • PARNIA

    0

    پرنیان دمت گرم:)

    ۳ ماه پیش
  • Aylar

    0

    این پارت خیلییی خوب بودد ممنون واسه پارتای هدیه خسته نباشی 🥲🥹

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ممنونم که نظر گذاشتید

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    این پارت رو همه دوست داشتنا😅😅😅

    ۲ سال پیش
  • موفرفری

    0

    چون بلاخره پرنیان ی حرکتی زد نریخت تو خودش😂💔

    ۷ ماه پیش
  • سمانه

    0

    ممنون واسه پارت های هدیه عالی بود پرنیان دیگه از دست کارای مهرداد ترکید کار خیلی خوبی کرد مهرداد دیگه شورش رو درآورده

    ۲ سال پیش
  • Setayesh

    0

    بابت پارت های هدیه هم خیلی ممنونم ازتون خسته نباشید❤

    ۲ سال پیش
  • Setayesh

    0

    دمتون گرم خیلییی حال کرددم😁ولی نازی هم خوب میشه مگه نه🥲

    ۲ سال پیش
  • zzzz

    0

    وای من خیلی نگران نازی هستم بگید که زنده میمونه😢 حیف اون بچه بیگناه که گیر پدر بی کفایت و بی لیاقتی افتاده

    ۲ سال پیش
  • سوگند

    0

    وای عالی بود بیچاره پرنیان مهرداد اصلا مغز داره🤭 بابت پارت های هدیه ممنون.

    ۲ سال پیش
  • ونوس

    0

    واییییییییییی ....اوج داستان شد دیگه...پرنیان ترکید از ناراحتی 🥹🥹😔😔

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    با اینکه دوست دارم رابطه شون بهتر بشه پرنیان خوبش کرد مهردادو..لازمش بود...

    ۲ سال پیش
  • ماهرخ

    0

    فوق العاده ای عزیزم

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    عالی بود واقعااااا👏🏻👏🏻🌹❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    خیلیییییی ممنون بابت پارت های هدیه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    کیف کردم🤩لطفا ازاین صحنه ها بیشتر بسازید ❤️

    ۲ سال پیش
  • رییسی

    0

    عالی بود مثل تمام قسمت های قبلی

    ۲ سال پیش
  • شکوفه

    0

    عالی واقعا تو این پارت هم اگه چیزی نمی گفت حماقت محض بود آفرین

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ببینید یه روال واقعی رو داره طی می‌کنه‌ معمولا یه مادر رو بچه‌ش عکس‌العمل شدید داره. این صحنه رو چند جور مختلف نوشتم ولی واقعا این طغیان نیاز بود. پس این صحنه خلق شد

    ۲ سال پیش
کپی شد!