پارت چهل و یک :

هر سه نفر را پذیرفت و از صمیم قلب آرزو کرد که به زودی بتواند خانه را هم
تعمیر کند. به پریماه زنگ زد و بعد از رسیدن به اندازه­ی حقوق یک­ ماه را به حسابش
ریخت. پریماه فردا متوجه موجودی حسابش شد و پرنیان به او که دائم عذرخواهی می­کرد
که در آن شرایط او را به خرج انداخته است، گفت که کار زیادی با هم دارند و احساس
کرد پریماه از آن دوست­هایی است که می‌ارزد برایش کمی احتیاط در حساب و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    ای وای... چه تجربه ی تلخی شد واسه ی نازی کوچولو

    ۹ ماه پیش
  • ستاره

    2

    باورم نمیشه، وقاحت مهرداد حد و حدود نداره

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    4

    نویسنده جان یکاری کنین مهرداد انتقام همه ی این ظلمی که در حق پرنیان و نازی کرد رو پس بده😭

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    وای دلم واسه ی نازی و پرنیان سوخت

    ۲ سال پیش
کپی شد!