پارت سی و سوم :

پرنیان گیج شده بود، خصوصا این‌که مهرداد آشفته به‌ نظر می‌رسید. قرار نبود سنگ صبور آشفتگی مردی باشد که عشقش را نثار زن دیگری می-کرد. پشت میز کارش برگشت و درحالی‌که با مداد الگو را روی پارچه می‌کشید، گفت:
- ممنون که چهار صبح اومدی یاد‌آوری کنی که هنوز زن و شوهریم.
مهرداد همان‌جا به در تکیه داد و روی زمین نشست و زیرلب گفت:
- دلم آرامش می‌خواست، از خونه زدم بیرون و تنها جایی که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طاهره

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • پریسا

    1

    نویسنده جان ممنون بابت قلم زیباتون ولی ای کاش پرنیان دل بکنه از مهرداد

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    عزیزم. اینستام‌و چک کنی...یه کد گذاشتم دلت خنک شه😘

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    میشه لطفا دوباره بزارید یا هایلایت کنید برای کسایی که ندیدن🌱

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    چشم حتما

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    خیلی ممنون❤️

    ۲ سال پیش
  • مامان آیین

    0

    عالی بود،،،چرا پرنیان در برابرش مهرداد کوتاه میاد آخه.....

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    می‌دونید داستان رو سعی کردم واقعی ترسیم کنم. متاسفانه مابه‌ازای پرنیان زیاد هست.

    ۲ سال پیش
  • شکوفه

    0

    درسته مثل پرنیان زیاده وشما سعی کردید به واقعیت جامعه نزدیک باشه ولی اکثر این خانم ها از لحاظ مالی وابسته هستن و متاسفانه هیچ کار بلدن نیستن ولی پرنیان کار داره درآمد داره زود تموم کنید لطفا کلافه شدم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اخی....بمیرم واسه پرنیان...امیدوارم سرانجام همه ی عشقا عشق باشه🥲

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    عشق چیزی سرش نمیشه.پرنیان واقعا دوسش داره کاش یه سرنوشت خوب در انتظارش باشه.

    ۲ سال پیش
  • انا

    1

    پرنیان نباید کوتاه بیاد

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️