پارت سی و چهارم :

با دمیدن نور صبح‌گاهی و شکافتن تاریکی یقین کرد که آمادگی پذیرش هر پیشامدی را دارد. پرنیان دو روز تمام بعد از آن ملاقات شبانه، منتظر مهرداد ماند. انتظار چه معجزه‌ای را می‌کشید هیچ نمی‌دانست. فقط می‌دانست دوری از او هر لحظه سخت‌تر می‌شد و این هوای عشق از سرش نمی‌افتد. زندگی برایش شوکران تلخ کامی بود که مجبور بود جرعه به جرعه بنوشد و طعم تلخ آن را به جان می‌کشید. به هر دری می‌زد تا بتوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    2

    اگه مهرداد میدونست چقد فحش میخوره غلط میکرد اسم النازو بیاره...

    ۹ ماه پیش
  • لادن

    1

    کیان چون زیرک و باهوشه

    ۱ سال پیش
  • لاله

    0

    خوبه

    ۲ سال پیش
  • طاهره

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • طاهره

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • مینا

    1

    پارت ها خیلیییی کوتاه هستند

    ۲ سال پیش
  • صاهره

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    دیالوگای قشنگی داشت❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    مرسی قشنگم

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    عالی هستید شما💜

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۲ سال پیش
کپی شد!