پارت سی و دوم :

کیان دستش را به نشانه‌ی خداحافظی بلند کرد و رفت. پرنیان به ماشین که دور و دورتر می‌شد، نگاه کرد و بعد وارد بنگاه معاملاتی شد. دو میز بزرگ نیمی از محوطه‌ی مغازه را پوشانده بودند. تابلوی بزرگی از نقشه‌ی منطقه، روی دیوار خودنمایی می‌کرد که بعضی از جاها‌یش ضربدری قرمز خورده بود. تلفن شمس کارساز شد، دقیقا بعد از تلفن او بود که بنگاه‌دار به صرافت افتاد حتما جایی برایش پیدا کند. این مرد به ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • طاهره

    00

    عالی

    ۳ ماه پیش
  • .

    00

    یعنی ادمی به پرویی این مهرداد ندیدم 😡 خداکنه پرنیان زودتر هم طلاقشو هم حضانت نازیو از این بشر بگیره

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    00

    شخصیت پرنیان رو تحسین میکنم...شخصیت خیلی قشنگی رو خلق کردی خانم لرکی❤️ 🩹

    ۳ ماه پیش
  • سوگند

    00

    افرین به پرنیان امیدوار مهرداد نازی رو بهانه نکنه وبزاره پرنیان مستقل باشه وبره خونه خودش

    ۳ ماه پیش
  • ستاره

    00

    یعنی میبینم اون روزی که پرنیان بزنه تو دهن مهرداد😢پسره ی وقیح نصف شب فیلش یاد هندستون کرده

    ۳ ماه پیش
  • سمانه

    00

    از آدم هایی مثل مهرداد بدم میاد نفرت انگیزند آفرین به پرنیان با این پشتکار انشالله که دلش برا مهرداد دیگه نلرزه دوست دارم کیان و پرنیان عاشق هم بشن

    ۳ ماه پیش
  • نسترن

    00

    💜💜

    ۳ ماه پیش
  • مامان آیین

    00

    چقدر مهرداد گستاخه ،انگار پرنیان اونو ول کرده رفته پی عشقش

    ۳ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.