پارت بیست و نهم :

مهرداد با ناراحتی سرش را پایین انداخت. پرنیان به سمت الناز رفت و عروسک را کنارش روی صندلی گذاشت. برخلاف او تنفر عمیق نمی-توانست رفتارش را تحت‌شعاع قرار دهد. الناز سر بلند کرد و با صدایی گرفته گفت:
- به خدا شخصیت من این‌طوری نیست. نمی‌دونم چرا این‌طوری می‌شه؟
پرنیان حرفی نداشت به او بزند. این زن با خودخواهی تمام زندگیش را نابود کرده بود، اما متهم اصلی قطعا مهرداد بود. تنها یک کلمÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    کاش مهردادد تو اینن پارت کمی بیشتر بودد🥹

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ❤️💜😍

    ۲ سال پیش
  • علیرضا

    2

    پرنیان چقدر صبوره چقدر میتونه خوب باشه🥹🥹 خاک تو سر مهرداد😂 تو هرپارت مهرداد چهارتا فوش میخور😂😂

    ۲ سال پیش
  • انا

    1

    یکی مهرداد یکی هاکان تو رمان سکوت تلخ زناشون اینقدر فروش نمی دن بهشون ما که رمانو می خونیم بهشون فروش میدیم

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    😁😁😁😁

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    جمع کن چهارتا رو در تعداد...فحش‌کش شد

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    خاک تو سر مهرداد🥴

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ❤️💜❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • محیا

    1

    مثل همیشه عالی ممنون نویسنده جان❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    قلم دلنشینی دارین❤️ 🩹🫂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️