خیال گلستان به قلم ساناز لرکی
پارت بیست و نهم :
مهرداد با ناراحتی سرش را پایین انداخت. پرنیان به سمت الناز رفت و عروسک را کنارش روی صندلی گذاشت. برخلاف او تنفر عمیق نمی-توانست رفتارش را تحتشعاع قرار دهد. الناز سر بلند کرد و با صدایی گرفته گفت:
- به خدا شخصیت من اینطوری نیست. نمیدونم چرا اینطوری میشه؟
پرنیان حرفی نداشت به او بزند. این زن با خودخواهی تمام زندگیش را نابود کرده بود، اما متهم اصلی قطعا مهرداد بود. تنها یک کلم
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

ساناز لرکی | نویسنده رمان
❤️💜😍
۲ سال پیشعلیرضا
2پرنیان چقدر صبوره چقدر میتونه خوب باشه🥹🥹 خاک تو سر مهرداد😂 تو هرپارت مهرداد چهارتا فوش میخور😂😂
۲ سال پیشانا
1یکی مهرداد یکی هاکان تو رمان سکوت تلخ زناشون اینقدر فروش نمی دن بهشون ما که رمانو می خونیم بهشون فروش میدیم
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
😁😁😁😁
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
جمع کن چهارتا رو در تعداد...فحشکش شد
۲ سال پیشنسترن
1خاک تو سر مهرداد🥴
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
❤️💜❤️❤️
۲ سال پیشمحیا
1مثل همیشه عالی ممنون نویسنده جان❤️
۲ سال پیشفاطمه زهرا
1قلم دلنشینی دارین❤️ 🩹🫂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0کاش مهردادد تو اینن پارت کمی بیشتر بودد🥹