پارت بیست و نهم :

مهرداد با ناراحتی سرش را پایین انداخت. پرنیان به سمت الناز رفت و عروسک را کنارش روی صندلی گذاشت. برخلاف او تنفر عمیق نمی-توانست رفتارش را تحت‌شعاع قرار دهد. الناز سر بلند کرد و با صدایی گرفته گفت:
- به خدا شخصیت من این‌طوری نیست. نمی‌دونم چرا این‌طوری می‌شه؟
پرنیان حرفی نداشت به او بزند. این زن با خودخواهی تمام زندگیش را نابود کرده بود، اما متهم اصلی قطعا مهرداد بود. تنها یک کلم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    00

    کاش مهردادد تو اینن پارت کمی بیشتر بودد🥹

    ۳ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ❤️💜😍

    ۳ ماه پیش
  • علیرضا

    00

    پرنیان چقدر صبوره چقدر میتونه خوب باشه🥹🥹 خاک تو سر مهرداد😂 تو هرپارت مهرداد چهارتا فوش میخور😂😂

    ۳ ماه پیش
  • انا

    00

    یکی مهرداد یکی هاکان تو رمان سکوت تلخ زناشون اینقدر فروش نمی دن بهشون ما که رمانو می خونیم بهشون فروش میدیم

    ۳ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    😁😁😁😁

    ۳ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    جمع کن چهارتا رو در تعداد...فحش‌کش شد

    ۳ ماه پیش
  • نسترن

    00

    خاک تو سر مهرداد🥴

    ۳ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ❤️💜❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • محیا

    00

    مثل همیشه عالی ممنون نویسنده جان❤️

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    00

    قلم دلنشینی دارین❤️ 🩹🫂

    ۳ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.