پارت هشتاد و چهارم :

نیشخند زدم. پس کتک خوردنم را دیده بود! شاید هم مانند من در جلد یک نگهبان از ابتدا تا انتهای بازی در کارخانه حضور داشت. زال بلند شد، پیرمرد مداخله کرد:
- من تنهاتون می‌ذارم راحت باشید.
این را گفت و از خانه بیرون رفت. زال روبه‌رویم نشست. سعی کردم بنشینم. مانعم نشد. با حس نزدیکی به او انگار که به سرما نزدیک شده بودم؛ یخ می‌زدم. به چشمانم خیره شد. با صدایی که سعی داشت لرزشش را کنترل کند پ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آیلین

    0

    الک؟ وای وای وای الک انقد منو حرص دادی یجوری مشتمو کوبیدم رو تخت نامزد بدبختم از خواب پرید زهر ترک شد

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    ای وای خوبین؟ عزیزم خونسردیت و حفظ کن😂 نگران نباش برفین هست

    ۶ ماه پیش
  • دنیا

    1

    فقط امیدوارم زال باور نکنه 😑💔

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    واقعا این الک روانی نمیفهمم اخ تو چرا حرص میخوری وقتی برفین حرفی از زال میزنه🤔😤

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    2

    اجازه دارم از الک یه غذا درست کنم بدم سگام بخورن من نگاه کنم؟ اخههه خو مگه برفین پولتو ندادههههه؟

    ۲ سال پیش
  • اوج

    0

    مثل همیشه عالی و پر از هیجان. دست مریزاد

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    👏👏👏🙏🌺

    ۲ سال پیش
  • برفینِ زال

    0

    نههههههه جای حساسش بودددددد😭 تا صبح دق نکنم صلواتتتت🤲

    ۲ سال پیش
  • تک دخت

    1

    ملیکا جووون یه پارت هدیه بزار خیلی رمانت قشنگه درخواست ها زیاده یه هدیه بزار قربون دستت🥰🤩

    ۲ سال پیش
  • تک دخت

    0

    این پارت خیلی جالب بود ..تا فردا چجوری صبر کنم اخه چی میشه بعدشششش😬

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    خب عجب..... که اینطور.... شما این دور و ورا چاقویی، تفنگی، چیزی ندید یکم شیطونه میگه برو الک و ریز ریز کن و به عنوان سالاد به جوزف و خدمه هاش به 😊🫥🥗🍴

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    نمیشه یک کوچولو فقط از اون کوچولو هاش پارت بزاری ببینیم چه بلایی سره زال اومده 🥹🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺

    ۲ سال پیش
  • آسنا

    2

    چرا زال به برفین اعتماد نداره پارت هدیه نداریم

    ۲ سال پیش
  • mona

    2

    من دیگه نمیتونم من دیگه نمیکشم (لطفا با ریتم خونده شه🥲)

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    4

    با جیغ بنظرم بهتره😂😂

    ۲ سال پیش
  • الی

    2

    کاش زال یه چصه اعتماد داشت به برفین😭😭😭😭

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    4

    عمیقا دارم حرص می خورم! می خوام چشمام و ببندم و وقتی بازشون کردم، ساعت سه و نیم فردا باشه... فقط زال گول حرفای الک و نخوره، خب؟

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️