پارت هشتاد و سوم :


ابرو بالا انداخت و با نگاهی خنثی سر تا پایم را وارسی کرد:
- الآن باید بغلت کنم؟!
حرصی به او نگاه کردم. او واقعاً یک خرس بی‌شعور بود. در حالی که به سمت درب خروجی می‌رفتم با حرص غریدم: «نه، نباید بغلم کنی... برو مرگ و بغل کن... خرس تنبل...»
پشت سرم آمد. از درد به خود می‌پیچیدم ولی باز هم مقاومت می‌کردم. باید مقاومت می‌کردم. از این خرس تنبل برای من آبی گرم نمی‌شد. دست دور کمرم انداØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آیلین

    0

    واکنش برفین: اینجا کجاست اوردینم

    ۶ ماه پیش
  • آمنه

    0

    ممکن جوزف بیادشاید اون منتظر همچین لحظه ای هست آخه فکر میکنم جوزف با آدم برفی اختلاف داره که از وجود اون بی خبر هست والک با آدم برفی نسبتی داره وبرنامه ازدواج از طرف آدم برفی هست امیدوارم صاحب بیاد

    ۲ سال پیش
  • آسنا

    0

    مثل همیشه عالیی

    ۲ سال پیش
  • مینا

    0

    احساس میکنم نویسنده با قلمی از جنس برف رمان را نوشته اینجوری که سرنوشت همه به دست های برف رقم میخوره اونه که روند داستان را پیش می بره.

    ۲ سال پیش
  • برفینِ زال

    1

    ملیکا من نمیخوام رمان تموم شه من باهاش زندگی کردم😭

    ۲ سال پیش
  • برفینِ زال

    2

    بلاخره اعتراف کرد🥲 خدایا، نویسنده من تا فردا دق میکنم😭 نمیشه روزی دو پارت بزاری؟

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    1

    «فقط می خواستم زمان متوقف شود و من خیره به چشمان زال بمیرم...»🥲🫀 میشه همین طوری که یهو همه چی به هم ریخت، دوباره یهو همه چی از این رو به اون رو بشه؟ زال قبل ازدواج بیاد برفین و بدزده؟ یا صاحب؟🥺

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    تا اینجا خیلی خیلی قشنگ بوده. بی صبرانه منتظره قسمت بعدیشم ❣️

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    دلم می خواد با همین داستان الک و بکشم، وای فکر کنین روز عروسی زال بیاد برفین و بدزده یا البته ادم برفی و صاحب هم می تو ننه انکار و بکنن

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    واییییییییییی برفین حالا باید بالاجبار ازدواج کنه

    ۲ سال پیش
  • نرگس

    3

    دارم حرص میخورم خیلی راحت قبول کرد..البته براش سخت نیست تا اون زمان بزنه اون و بکشه هم با سم میشه هم با اسلحه ..چه جذاب

    ۲ سال پیش
  • تک دخت

    1

    قلمت عالیه عزیزم موفق باشی💓💓

    ۲ سال پیش
  • تک دخت

    3

    وای باورم نمیشه زالو به این حالو روز انداختن و این دختره بیچاره رو مجبور به ازدواج زوری میکنن 🤨

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️