عشق معکوس به قلم مرضیه نعمتی
پارت شصت :
فصل23
شب تا صبح خواب به چشمانم نیامد اما خودم را به خواب زدم تا مجبور به حرف زدن با رامین نباشم. رامین دو ساعت بعد از دعوا به خانه برگشت و به محض ورود به اتاق آمد اما با دیدن صورت تصنعی در خواب رفته من هیچ نگفت و صبح زود هم از خانه رفت. بدون صبحانه و با اعصاب خردی. من هم با ذهنی به هم ریخته در حال حاضر شدن بودم. صبح آن روز مادرم تماس گرفته و برای ختم انعام دعوتم کرده بود. اصلاً آمادگی رفتن به
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
♥️
۱ سال پیشطاهره
0سلام عزیزم رمانتون خیلی قشنکه. خواهرتون من و میشناسه. همه رمان هاش و خوندم. بی صبرانه مشتاقم ادامه پارت شما و بخونم
۱ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیز دل. ممنونم. چقدر عالی که دوستدار داستان های هردوی ما هستین. امیدوارم این دوست داشتن تدوام داشته باشه و همیشه در بین خوانندگان علاقه مندمون ببینیمتون♥️
۱ سال پیشآمنه
0واقعا برای نگار ناراحتم که چنین رفتاری دارد گاهی وقتهااز در دوستی بااون شخصی که بهش شک داریم بهتر نتیجه میگیریم چکار کنیم من ازسردی اخلاق رامین در اوایل ازدواج ناراحت بودم ولی حالا ازدست کارهای نگار
۱ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
💔💔
۱ سال پیشسمانه
0مژده کم تجربه و کم سن و سال هستش در تعجبم چرا رامین با این سن مدیریت نمیکنه و بیشتر مژده رو تحریک میکنه
۱ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
رامین خونسرد و تا حدودی صبور بود ولی با اختلافاتی که تو زندگیش با مژده براش پیش اومده حوصله و آرامشش رو از دست داده. سعی داره مدارا کنه ولی گاهی کنترل اوضاع از دستش خارج میشه.
۱ سال پیشاسرا
6مژده اصلابچه نیست ولی ناپخته ست اون باسختیهادست پنجه نرم نکرده توواقعیت چنین دختری هست 🙏💋💞
۱ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
💖💖
۱ سال پیشاکرم بانو
4مژده دخترضعیفی نیست وبایدبمونه برای زندگیش بجنگه ولی هنوزبچه وبی تجربه ست،اوایل زندگی این چیزاپیش میاد
۱ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
👌💖
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

طاهره
0عالییه