پارت نود و دوم

زمان ارسال : ۲۰ روز پیش

در حال بارگذاری پارت هستیم. مشاهده پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

768
118,187 تعداد بازدید
2,051 تعداد نظر
102 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : ۲ ساعت پیش

سلام‌سلام
اومدم بگم مرسی بابت لایک‌ها😍
راستی دیدید نظرات‌مون ۲۰۰۰ رو هم رد کرد؟؟
مرسی از دوستانی که در کامنت‌ها شرکت کردند و کمک کردن به اینجا برسیم❤️🫂❤️
با خوندن نظراتتون
همیشه خنده به لبم اومده :)
در واقع هیچ‌وقت فکرش هم نمی‌کردم کامنت‌ها۲۰۰۰تایی بشه...
انءشاءالله ۱۰۰۰‌تایی شدن لایک‌هامون😍

این چند وقت حسابی ترکیب امیر و بردی داریم
پس قراره کلی کییف کنید😎
#امیرک_بردی 😂

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آزاده دریکوندی

    00

    واقعا کامنت گذاشتن هیچ وقتی از آدم رو نمی گیره. قطعا دوستان متوجه هستن که نظرشون چقدر انرژی بخش هست و از این به بعد دوستان خاموش هم فعال می شن😍

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله دقیقا همین‌طوره💜💫

    ۲ هفته پیش
  • Fatemeh

    00

    ❤❤❤

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛💛💛

    ۳ هفته پیش
  • ثریا

    00

    پارت 90 انقدر گیج شدم چیزی نگفتم🥲 خواهر و برادری هاشون خوبه ها ولی اون عاشقانه ها یه چیز دیگه است♥

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😢😢 موافقم باهات❤️😍

    ۳ هفته پیش
  • آوا

    00

    واییییییییییییییییی خیلی باحال بود برای قسمت دلارا و بردیا خیلی احساسی بود ولی برای امیرسام و بهار حالت طنز داشت ولی من پارت امیرسام و خرابکار کوچولو رو خیلیییی دوست داشتم

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    من رابطه‌ی امیر و دلارا خیلی دوست دارم البته من همه روابط رمان رو دوست دارم😂😂

    ۳ هفته پیش
  • آمینا

    00

    چقدر امشب عاشقانه بود وچه عاشقانه ی قشنگی و چه اعتراف های قشنگی.منم آرامش گرفتم. بهارم کم شیطون نیست خوب با دل بردی راه میاد.دلارا هم خوب کرد آغوششو باز کرد برای بردی جونم😍نذاشت بچم حسرت به دل بمونه

    ۳ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوشحالم که دوسش داشتی❤️❤️

    ۳ هفته پیش
تاربام، گذرگاه سکون لحظاتی پیش

زمانی که در نواشهر سوگند، دختر بیست و سه‌ ساله‌ی خانواده کاملی به طرز وحشتناکی به قتل می‌رسد و جسدش ساعت‌ها پس از مرگش در اطراف شهر کشف می‌شود، دانیار سلیم‌زاده، فرزند ارشد خانواده سلیم‌زاده، به دستور پدر آماده رفتن به تهران است برای قدم گذاشتن در مسیر شغلی‌ای که از پیش برایش تعیین شده است، امّا این اتفّاق به یک آن، همه چیز را تغییر می‌دهد و دانیار را از رفتن منصرف می‌سازد. او قدم در مسیری می‌گذارد که در نهایت به کشف وقایعی هولناک منتهی می‌شود. وقایعی که نه تنها زندگی خودش و اطرافیانش را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه یک شهر را به هم می‌ریزد. و دانیار که اسیر عشقی دیوانه‌وار می‌گردد، در این مسیر بی گدار به آب می‌زند...

محبوبترین های هفته

راه های دانلود اپلیکیشن

یک جرعه از کتاب غرور_و_تعصب

تعداد آدم‌هایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیست؛ تعداد کسانی که نظر خوبی دربارشان دارم از آن هم کمتر است "من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم" هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها "شخصیت ناپایداری دارند" نمی‌شود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب باز کرد! نویسنده : جین آستین

فروردین
۲۷
نقد و بررسی رمان سووشون

اکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسفاکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسف

اسفند

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

بهمن

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

دی

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آذر

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آبان

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید