پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت صد و بیست و هفتم :
گویی هر لحظه بیش از پیش به غرق شدن نزدیک میشدم. نفسم در نمیآمد، به سختی نالیدم:
_تو…استیون رو فرستادی؟
سر تکان داد:
_فکر کردی چرا فرستادمش اون اتحادیه کوفتی؟ چون باید کنارت میشد، دستور از بالا بود و نمیتونستم جلوی انتقالت رو بگیرم.
قطرات اشکم صورتم را میشستند.
من هیچ مادری نداشتم.
شاید حتی پدری هم نداشتم.
تنها نسخه کپی شده از خودم بودم.
خودی که ساله
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
الهه
3دوباره عر
۲ سال پیشثمین
10خیاط عجب چیزی دراومد.. مرتیکه یعنی چی مال من میشدیی؟؟یدونه تو کم بودی
۲ سال پیشلونا
1همون طور که سابلیمینال اثرگذاره نمیشه به اطمینان گفت همچین چیزی غیر ممکنه
۲ سال پیشayden
4شاید روزی سکته کردم اونم بخاطر رمانهای خانم فریدی:>
۲ سال پیشDeniz
2وای فاتحه رو بفرستیم
۲ سال پیشارام
1مرجان جونم کاش بقیه اشم بزاری، بد گذاشتیم تو خماری🙂😭
۲ سال پیشفریماه
11اقا خیلی مزخرفه فکر کن کسی مه به چشم پدرت میدیدی می خواستیم معشوقش باشی لعنتی
۲ سال پیشRahii
16بچا غیرت رستاکو دیدین نه توروخدا دیدیننن؟؟؟بچم چجوری یهو به سمتش رفت تا حد مرگ بردشششش اخه من فدات بشم پسرمممممممم با اون عروس بدبخت پیراناتتت
۲ سال پیشRahii
13خیاط جون زیادی فاز برداشتیا..مرتیکهههه تو کجا پیرانا کجاا نه تورخدا ویونا الان میاد بخاطر این داستان گذشته با تو فرار میکنه عاشق هم میشین قصه تموم میشه:/ وای بیا پایین باباا
۲ سال پیشالهه
7اخ خیاط وای خیاط اعتماد به سقفتو برم من
۲ سال پیشKimia
14اعتماد به نفس خیاطوووو خودتو با پیرانا مقایسه کردی عزیزم؟ چجوری حتی به این قضیه فکر کردی با چه دلیلی و اعتماد به نفسی تونستی خودتو با پیرانا مقایسه کنی😞😂
۲ سال پیشArat
1یا من اشتباه متوجه شدم یا اینکه خانم فریدی رمان خیمه شب بازی رو تغییر بدن یکمیش چون پایان اون با اتفاقات الان مغایرت داره البته اگه اشتباه نکنم قرار بود تغییرش بده
۲ سال پیشArat
3اما الان که زمان نابود کردن سازمان داخل این رمان رو توضیح میده میلاد که فعلا نیومده و اروان و ایوار پیش رستاک و ویونا هستن تا سازمان رو نابود کنن در حالی که داخل خیمه ایوار اینا اون زمان ایران بودن
۲ سال پیشArat
4من یادمه که میلاد دنیز رو یه مدت رها کرد وقتی برگشت گفت هم سازمان نابود کرده هم خودش خوب شده یعنی رفته دکتر و بعد رمان تموم شد رفت داخل خیمه شب بازی هم بعد سه یا چهار سال سردین میره ایران پیش انشرلیش
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Najva
5این داستان دیگه از پشمام موند خودم ریختم و... این چیزا گذشته من کلا محو شدم.🚶🏻 ♀️🕳️