عشق معکوس به قلم مرضیه نعمتی
پارت شانزده :
فصل 7
عصبی و کلافه به مادرم که علت نیامدنم به جشن عقد لادن را میپرسید، نگاه میکردم و در حال بهانه آوردن بودم:
ـ تو اون ساعت دانشگاه دارم.
ـ خب دانشگاه نرو!
ـ عقد دختر مهرناز چیه که به خاطرش دانشگامو نرم؟
ـ هیچ معلوم هست چی میگی؟ لادن نوه عمته. دوست دوران مدرسته. مادرش دختر عمته.
توی دلم گفتم: «اتفاقاً به خاطر مادرشه که نمیخوام بیام من که با دخترش مشکل
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
اسرا
1🙏💋💞
۲ سال پیشZarnaz
1به به مژده جون دوتا رقیب عشقی پیدا کرد😍🥳💃ببینم حالا خودش از کدومش خوشش میاد😍🙈عالی بود مرسی مرضیه جونم ❤️💋
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
❤❤
۲ سال پیشآمنه
2ممنون عالی عالی عالی واقعا توی رمان نوشتن مبشرین همیشه میترکونین
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
زنده باشید. لطف دارید💖🌹
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

رقیه
0♥️