پارت هشتاد و نهم :

چهل و هفت.جادو!

با هر گام بلندی که برمی‌داشت، صدایی در سالن کمپانی طنین‌انداز می‌شد. صدای پاشنه‌های بلند کفش‌هایش، مانند ضربات قلبی که در سکوت شب طنین‌انداز است، در فضای وسیع و شیک سالن طنین‌انداز می‌شد.
هر بار که پاهایش به زمین می‌خورد، صدای اکو از دیوارها بازمی‌گشت و حالتی از قدرت و شکوه را در فضای سالن ایجاد می‌کرد. سها با ظاهری بی‌نظیر و چهره‌ای زیبا وارد می‌شد؛

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمینا

    1

    وای آسمان🥲چه الینا و داییش خوشن🥰😍

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    3

    🙏❤

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️