پارت یازده :

کلافه بازدممو بیرون فرستادم و تهدید آمیز گفتم:

_بار آخرت باشه که به من دست می زنی!

جوابی نداد.

_فهمیدی؟

_بله.

* * * * * * * * * *
_چرا اخمات تو هم؟

چند جرعه از چاییم رو نوشیدم و چیزی نگفتم.

_با تو ام الین!

سرمو بلند کردم و گفتم:

_ها؟ چیه؟

_پرسیدم چرا انقدر اخمات تو هم! چیزی شده؟

_نه...فقط از دست این محافظ ج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • برازنده

    0

    من چطور باید سکه بگیرم بلد نیستم 🫣

    ۱ سال پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    ویدئو ببینید

    ۱ سال پیش
  • دیوا

    0

    کجا ببینیم؟

    ۷ ماه پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    سلام به این ایدی در تلگرام پیام بدید @bahar7908

    ۹ ماه پیش
  • ....................

    0

    بله جذابیت خاصی داره

    ۱ سال پیش
  • خوب بود

    0

    خیلی خوب بود خیلی خیلی خوب بود

    ۱ سال پیش
  • الی

    0

    ۷

    ۲ سال پیش
  • رها

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • فرحناز

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • samira

    0

    قشنگه

    ۲ سال پیش
  • خیلی زیبا بود

    0

    مرسی

    ۲ سال پیش
  • خیلی پارت هاش کمه

    0

    تبلیغات زیادی داره

    ۲ سال پیش
  • نصرااله

    0

    اخه چرا اسم انقدر عجیب

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • بیان

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • زهرا بابایی

    0

    خوبه

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
کپی شد!