پارت دوازده :


حامی شانه های پروانه را گرفت واو را عقب فرستاد، حتی که تحمل یک تماس ریز بدون قصد وغرض را هم نداشت.
پروانه حرفی نمیزد، زبانش بند آمده بود.
نقطه های خالی درون مغزش شکل گرفت.. مرد نقاب داری میخواست اورا بکشد.. نه نه! سرش را تکان داد.
اول یک موتوری عکس های شوهرش ومعشقوشه اش را به دست او داده بود، بعد یادداشت را دیده بود!
چیزی در معده اش تکان خورد، یاد آوری تصویر آخرین که در آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    1

    مرده چه مشکوکه

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    کدوم؟

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    اونجا دخلت نیومد الان دیگه با اسماعیل میاد 🤦 ♀️

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    چرچرا، اسماعیل بنده خدا که گناهب نداره😂

    ۳ سال پیش
  • ایلما

    0

    داره جالب میشه حدس می زنم حامی بی ربط نیس ب ماجرا

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره میتونه هم بی ربط نباشه☹️

    ۳ سال پیش
  • هانا

    0

    خسته نباشی گلم.از پارت بعد شخصیت جدید داریم .خدا کنه با پروانه خوب باشه نمی دونم ولی تا اینجا دلم واسه پروانه میسوزه ب خاطر بی مهریهای حامی

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    یادمه اون اوایل همه از پروانه متنفر بودن، مثل اینکه ورقا داره برمیگرده😂🤍 اره شخصیت جدید قسمت بعد ازش رونمایی میشه😍

    ۳ سال پیش
  • ساناز

    1

    سلام نویسنده عزیز حس میکنم که قاتل همان است که خودش را جلوی ماشین انداخت😎

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    سلام به روی ماهت نمیدونم شاید اون باشه شایدم نباشه😂🤍

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    مرسی بابت پارت طولانی عزیزم ❤️چه باحال رمانه پیله پروانه و مونالیزا دوتاش پارت 12 هست💃😍😁

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره من دیرتر از آزاده شروع کردم چون آزاده یک هفته استراحت بود بهش رسیدم😂😍

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی عالی مرسییییی❤️قربونت بشم من همیشه همرات میمونم فرگل جونم ❤️❤️فرگل عزیزم چیزی شده پروفایلت سیاه شده؟ من نمیدونم چرا ولی پروانه رو خیلی دوست دارم خیلی گناه داره چرا می خوان بکشنش😪🤔

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    فدات بشم عزیزمم😍🤍نه چیزی نشدههه پروفایلمم من عوض کردم یهو اینجور شد همشم منتظرم هی عوض بشه نمیشه😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    خب به خاطر اینکه فکر کنم دشمن واینا زیاد داره پدرش

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️