پارت یازده :



*****

شکیب تفنگ شکاری روسی را به سمت هدف تنظیم میکند یک چشمش را میبندد وبا دقت به بطری شیشه ای روبه رویش شلیک میکند، صدای شکستن وهزار تیکه شدن بطری شیشه ای حامی را از جا می پراند.
_خب تعریف کن زندان چطور بود؟
حامی سرش را میچرخاند وزیر لب زمزمه وار می گوید:
_پدر ودختر نچسپ دهن مارو سرویس کردید بااین سوال مسخره تون.
شکیب از این تاخیر حامی در پاسخ به پرشش عصبی دØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلو

    0

    سلام نویسنده عزیز من تازه شروع کردم رمانت خیلی عالیه وخیلی هیجانی شروع شد دوسش دارم 😘👌قلمت پایدار🌹من از الآن عاشق حامی شدم وبنظرم نمیتونه آدم بده داستان باشه😍

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ممنون از لطفت عزیزم ولی باید داستان رو بخونی تا بفهمی آدم بده کیه🥲

    ۲ سال پیش
  • هانا

    1

    خسته نباشی گلم .رمانت و دوس دارم ولی فعلا نمیتونم ن در مورد پروانه ن حامی قضاوت کنم بزار یکم داستان جلو بره بیشتر باهاشون آشنا بشیم ولی معلومه حامی پر از کینه و نفرته

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عزیزم ممنون از همراهیت امیدوارم بیشتر نظراتتو ببینم ومنتظرم که بعدا نظراتو در مورد شخصیت ها بگی❤🥹

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    1

    من روی حامی حساب کرده بودم یزدان طور ،دیدم ک ن اشتباه کردن.حسرت پروانه و ازارهای اونا روی حامی فک کنم اینا رو ب این حال و روز انداخته🥺

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    نه حامی پر از خشم وکینه ست اصلا مثل یزدان حسابش نکنید🤍

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    معلومه که دوست دارم عالی دستت درد نکنه 😍تازه هیجانی شده😍راستی این حامی مشکوک چطوری دم عطاری پیداش شد🤔 ای کاش افراد خاموش از خاموشی در بیان که تو هم انرژی بگیری عزیزم ❤️

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    زرناز عزیزم احساسمون متقابله 🤍😍البته که حامی مشکوکه من اون اوایلم دوستانی که گفتن ما از حامی خوشمون اومده بهشون گفتم هنوز اون روشو ندیدین😂

    ۳ سال پیش
  • ایلما

    0

    عزیزم ماروهم دوست خودت بدون😘نگو که حامی واین یارو نقشه کشیدن مگه میشه آدم بازن خودش همچنین کاری کنه هرچقدرم بدپای ناموسش وسط😁

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    معلومه که دوست خودم میدونم مخاطبام که نظر میزارن همیشه عزیزای دل مننن😍❤️‍🔥والا اونشو دیگه پارت بعد میفهمیم😂

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    معلومه که دوست خودم میدونم مخاطبام که نظر میزارن همیشه عزیزای دل مننن😍❤️‍🔥والا اونشو دیگه پارت بعد میفهمیم😂

    ۳ سال پیش
  • ساناز

    0

    سلام نویسنده عزیز رمانت خیلی قشنگ ممنون ❤️ حامی اینجا چه کار می کرد

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    سلام ساناز عزیزم پارت های بعدی می فهمیم🥲😍

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️