پارت چهل و سوم :

فصل ششم
گلادیاتورِ راهگشا

- من از خاندان یاک‌ها هستم. نمی‌دونم باور می‌کنید یا نه، اما با طلسمی که شکل گرفته الان شما اومدین به زمانِ ما. یاک‌ها در همسایگی شارلو زندگی می‌کنن. من...من از اونجا اومدم تا جلوی ربوده شدن الماس رو با چند نفر دیگه بگیرم. اونا بعد از اینکه دیدن الماس ناپدید شده، دوباره رفتن به سرزمین خودمون تا این ماجرا رو به گوش بقیه هم برسونن. اون الماس حتی سرزمی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل

    0

    داره جالبتر میشه دمتون گرم

    ۲ سال پیش
  • زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان

    مشتاقانه منتظر ادامه دادن شما هستم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️