پارت چهل و یک :

عبدالله با اخم به الکساندر نگاه کرد و سپس سرجایش نشست. سردسته‌ی شورشی‌ها به نظر می‌رسید؛ اما به وضوح مشخ بود که سردسته‌ی اصلی کیست. آلوارو با آن اخم و جدیت خوب بلد بود چگونه حرفش را به کرسی بنشاند. قدرت و غروری که در نگاهش بود؛ باعث می‌شد؛ هنگامی که حرف می‌زند، کسی جرعت نکند نفس بکشد. سکوت کوتاهی حکم‌فرما شد. الکساندر نگاهی به اطراف انداخت، انگار می‌خواست با چشم‌هایش توجه حضار را جم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شهناز

    0

    عالیه واقعا

    ۴ ماه پیش
  • Aylar

    0

    به معنای واقعی من خودم همراه برفین از ترس و شوک گریختم

    ۶ ماه پیش
  • ثریا

    0

    خسته نباشی عزیزم عالی بود 👌🏻🦋

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    سلامت باشی قشنگم

    ۱ سال پیش
  • لیلی

    0

    رمان بسیار خوب و هیجان انگیز هست

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    مگه حرف من بچه نیستم کجاش بده که برفین پشیمون شد و ادوارد نیشخند زد؟

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    منظور این بوده که زمانی که برفین این حرف و می‌زنه، جمله‌ش و با لحن لجباز و بچگونه‌ای میگه و همین باعث میشه که بقیه کم سن بودنش و زیر سوال ببرن.

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    2

    دمتون گرم خانم کاظمی عزیز که پشت سر هم پارت میذارید آدم قدردانی هستید موفق باشید همیشه..نظرات ما مبنی بر حسمون از رمان جذابتونه و کمترین کاریِ که در حق شماست..میدونم که میترکونید

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    پارات بینظیری بود قلمت همیشه بدرخش نویسنده عزیز 💐💐

    ۲ سال پیش
  • تمنا

    0

    ♥️♥️♥️

    ۲ سال پیش
  • نمیدونم

    0

    😘😘

    ۲ سال پیش
  • Sara

    1

    پارت جالبی نبود و نمیدونم چرا اینا میگن وای چقدر هیجان انگیز 😐👇🏻

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    0

    یکی از همون صحنه های اکشنی بود که منتظرش بودم❤️ عاالییی👌🏻

    ۲ سال پیش
  • مونا

    4

    اصلا پراممممم چقد هیجان انگیز بود عالییییی دمت گرم ملیکا

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️