پارت هشتاد :

مردمک چشمانش به دودو زدن می‌افتند. پس سمانه به او نگفته بود که طرف حساب سمیر چه کسی بوده است. نگاهش را از نگاه کاوشگر سپهر می‌دزدد و سرش را پایین می‌اندازد. انگار اگر در چشمان او نگاه نکند، اعتراف کردن راحت‌تر است.
- من خر می‌دونستم دوستم داره. قبل طلاقش هی وقت و بی‌وقت می‌اومد خونه‌ی مامان که من اتفاقی بیام و ببینمش. می‌دونست چه روزایی میام اونجا. دو سه باری دیده بودم سر و ریختش ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تبسم

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    👄👄👄

    ۲ سال پیش
  • یک طرفدار

    2

    خیلی قلم خوبی دارید ،وقایع رو سر سری نمیگیرید و به خوبی مینویسید

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ممنون از نگاه گرمتون🌺🌺🙏🏻

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    1

    چه وضعیت بعدی درست شده الان هیچ کاری هم نمیشه کرد

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    👌🌺🌺🌺

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    5

    کسی که خوابه میشه بیدارکردولی اونی که زده بخواب نه آدم احمق میشه بهش کمک کردولی آدمی به قول سپهرمثل سمیرنه همون زندگیت بهم بریزتامادرت هم قدرآوا بدونه هم خودت

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    👏👏👏👏🌺🌺

    ۳ سال پیش
  • Aa

    4

    کسی که راحت گول بخوره بازم از شخص دیگه گول میخوره وقابل اعتماد نیست وآوا زرنگ و عاقله وخامش نمیشه عالی بود ممنون👏💐

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    برقرار باشید عزیطم.🌺🌺🌺

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️