پارت چهل و هشتم :

- ببینم تو از کی تا حالا پستچی شدی؟ اون نامه از طرف کی بود؟
پوفی کشیدم و زیرلب غریدم: از همون وقتی که تو مفتش شدی و عین گل زهرمار هر جا میرم سر راهم سبز میشی!
بدون این‌که از شنیدن حرف‌های تلخ و عصبانیتم ناراحت بشه، با صدای بلند خندید و در حالی که کوله‌اش و روی دوشش جا به جا می‌کرد، گفت: باید بری خودت رو به عنوان بدعنق‌ترین پستچی قرن توی گینس ثبت کنی.
- تو هم می‌تونی رتبهٔ اول فل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • immoni

    0

    خیلی قشنگه

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    فقط امیدوارم همه چی درست بشه

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    2

    امیدوارم حالش خوب بشه

    ۲ سال پیش
  • ...

    6

    خب چرا وقتی چیزی حالت خوب میکنه پسش میزنی چرا وقتی یه نفر میکشی اینقدر غمگین میشی مجبور نیستی که تو خودت با خودت تو جنگی این دکتره هم یه نمه اسکل میزنه😶 شیطنت میکنی مث ادم بکن 😂 این کارا چیه جوون

    ۲ سال پیش
کپی شد!