پارت چهل و هشتم :
مهوا با زمختی جواب داد: امیر برام مهم نیست که بهخاطرش بخوام از تو متنفر بشم، اصلا تو کی هستی که بخوام ازت نفرت داشته باشم، یا بخواد خوشم بیاد؟ من حتی یهلحظه هم بهت فکر نمیکنم، پس خودتو اذیت نکن و بیخود رازتو برملا نکن!
لبخند روی لبهای دخترک خشکید و نگاهش را پایین انداخت. با شانههایی فرو افتاده و صدایی ضعیف جواب داد: باشه... اما حداقل اینو گوش کن! امیر آدم بدی نیست. خیلی دل مهربون
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Yalii
0عالیه😍😍😍😍😍😍😍😍
۱ سال پیشیلی
0عالیعههههههه
۱ سال پیشیلی
0سلام شما چطور رمان رو میخونید عضو کانال رمان شدبدی یعنی میگم وی آی پی رو چطور میبینید؟
۱ سال پیشیلی
1عالیعههههههه
۱ سال پیشیلی
0وایی خیلی رمان خوبیه عالیع😍 دوس دارم مهوا به ارش برشه 😭😍
۱ سال پیشآمنه
0شخصیت آرش خوبه ولی دوست دارم راهی پیدا کنه تا بفهمه چرا امیر اینکارو کرده یا احساسی به مهوا داره ومیترسه اگه امیر دلیل قانع کننده ای بگه مهوا باز هم پیش امیر برگرده ومن حرف آرش رو تایید میکنم
۱ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنون از همراهیت آمنهجان♥
۱ سال پیشنسترن
1خسته نباشی نویسنده جان
۱ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون نسترن عزیز♥
۱ سال پیشاسرا
1دخترمون چه آتشی شد🙏
۱ سال پیشسمانه
1وای آرش بهترینه حرفاش کاملا درست بود کاش مهوا به حرف آرش گوش کنه
۲ سال پیشFtm
2منتظرم ببینم ماجرای مهوا و آرش به کجا ختم میشه امیدوارم پایانش تلخ نباشه😍🤗💖
۲ سال پیشمحیا
2از قرار معلوم آرش و مهوا قراره زوج داستان بشن ، جیگر امیر این وسط سوخاری شه :)
۲ سال پیشZarnaz
1چقدر آرش با شعور خیلی خوشم اومد ازش😍 ایول راستشو باید بگه حتی اگه حامی باهاش قهر کنه و بزن تو گوشش بعدش باهاش خوب میشه چون خون خون و میکشه😍عالی بود مرسی نگارجونم❤️فقط موندم حنانه رابطه اش باامیرچیه؟
۲ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
آرش جدی و عاقل رو دوست دارین یا وقتی حرص میده😁 ممنون از نظرت عزیزم. ♥
۲ سال پیشZarnaz
1هردو حالتش دوست دارم باحاله😍😍خوشم میاد درکل ازش😍کاشکی به جای امیر آرش با مهوا دوست شده بود تا تهشم باهاش بود مطمئنم ❤️🙈
۲ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ببینیم ماجراشون به کجا ختم میشه😉 ♥🙏🏻
۲ سال پیشFtm
1به نظرمن که ارش عاشق مهواس همش به بهونه های مختلف میخادببیندش ول کن نیس شنبه چراپارتگذاری نشد نگار جون؟
۲ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنون که حدس و نظرت رو میگی عزیزم. ♥😊 آره متأسفانه اما حواسم هست امروز فردا جبرانش میکنم. راستی اینم بگم هر پارتی که میذارم اگر کامنت زیاد بگیره، پارت هدیه میذارم. قابل توجه اعضایی که میخونن و کامنت
۲ سال پیشزهرا
1حامی ازقضیه بی ابروی مهواچیزی نمیدونه این طوربهم ریخت وعصبی شد وای از روزی که ازبقیه ماجراخبرداربشه مهوابدکردبه حامی بادروغ وپنهون کاری وبه اعتمادی که حامی بهش داشته
۲ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنون از کامنتایی که میذاری زهراجون، همه اینجوری برای هر پارت، چندتا کامنت میذاشتن، من هرروز دوتا پارت میذاشتم بس که انرژی میگرفتم🥺♥
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Setayesh
0چرا اخلاق مهوا اینطوریه😑حنانه بیخود با همه مهربون رفتار میکنه، بعضیا لیاقت مهربونی این دختر ندارن😕چقد حنانه رو دوست دارم 💞