پارت سی و هفتم :

نگاه از چهره‌ی وحشتناکش دزدیدم. ضربان قلبم بالا رفته و من مانده بودم و آن عکس... حس می‌کردم هر لحظه ممکن است از درون عکس بیرون بیاید و دستانش را دور گردنم حلقه کند و تا آخرین لحظه که چشمانم روی هم می‌افتد و بی‌جان می‌شوم، با لذت نگاهم کند:
- صاحب یا بهتر بگم یخ... کسی هست که بیست سال پیش عامل از هم پاشیدن زمهریر شد. دشمن اصلی و خیلی خطرناک زمهریر... دشمنی اون با زمهریر از بیست سال پیش شرÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    1

    صاحب چیکار کرده با این دختر🥲

    ۱ سال پیش
  • نمیدونم

    1

    صاحب چطوری برفین رو میبینه؟

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    دوربین‌هایی که توی ویلا وجود داره. وقتی اون بتونه فیلم دوربین‌ها رو هک کنه می‌تونه برفین و تمام اعضای ویلا رو زیر نظر داشته باشه.

    ۲ سال پیش
  • مریم

    9

    خداکنه زال از برفین خوشش بیاد🤗

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    0

    عالی 🫶🏻🫠

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️