به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت سی و پنجم :
نه اینکه هرچه او گفته باشد را زیر پا گذاشته باشم... نه، من فقط هر جا حس کردم لباس برایم نامناسب بود، چیز دیگر جایگزینش کردم. انگار این کار من به مزاج الکساندر خوش نیامده، بیخیال شانه بالا انداختم و گفتم: «دوست نداشتم اونا رو بپوشم...»
الک کلافه نگاهم میکرد. نگاهش برایم مهم نبود. در برابر صاحب که نمیتوانستم سرخود باشم، حداقل اینجا کاری را انجام دهم که آن را دوست دارم. انسان باشم، آزاد
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Asal
0دلیل اینکه آدم برفی خودش رو میپوشونه و به خودش و صورتش نمیرسه اینه که همون رئیسه!🙊😮
۲ سال پیشآذر
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
همونطور که تمام اتفاقاتی که توی مهمونی افتاد برنامهریزی شده بود، شاید لو رفتن احتمالی برفین هم برنامه ریزی شده باشه... طوری که صاحب بخواد از این طریق از اون زهر چشم بگیره
۲ سال پیشنفیسا
0عاااااااالی بود.تا این جا عالی بود
۲ سال پیشفاطمه
0مثل همیشه عالی بود 🌹
۲ سال پیشNarges.g
1این پارت کم بود☹️.. امیدوارم فردا یه پارت طولانی و جذاب باشه
۲ سال پیش.
5همچنان مشتاق دیدن برفین و زال کنار هم❤
۲ سال پیشفیونا
4مشتاقم اون صحنه ای رو ببینم یا در واقع بخونم که الک و زال متوجه نفوذی بودن برفین می شن...❤️ 🔥
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

sky
0ممکنه ادم برفی همون رئیس باشه که تا حالا فقط برفین اونو دیده؟؟؟