چنگار به قلم حنانه بامیری
پارت یازده :
از سکوت سنگینی که در آپارتمانشان حکمران بود، استفاده کرد و به صورت ماهرخ نگریست؛ به چهرهای که از اندوه درهم تنیده و تکیده شده بود.
آن صورتِ گوشتی سفید، آن چشمان شرقی فندقی که تنها رنگش به سایه ارث رسیده بود...
به ساحل نگریست؛ به چهرۀ جوانترِ سایه که شبیه سیب از میان نصف شده با او بود؛ همان چشمان درشتِ روباهی و همان لبانِ درشت. تنها فرق صورتشان بینی بود؛ بینی سایه را دستان دکتر س

لطفا صبر کنید...

ستاره
1وای خداراشکراون روزهاگذشت اون روزهای اون ویروس منحوسِ ترسناک ووحشت آفرین هرچندخیلی هاعزیزانشون راازدست دادندواون روزهاراهرگزفراموش نمی کنند...